واژههای فارسی←ساکن بودفرهنگ آریانپورساکن بود#۱۱۴٬۷۲۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dwelt(past: dwelt, dwelled ; past participle: dwelt, dwelled) ـ ساکن بودن، اقامت گزیدنواژههای نزدیک در الفباساکن اتیوپیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیساکن اردومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیساکن المان کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیساکن اولیهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیساکن اولیهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیساکن ایرلندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر