فرهنگ آریان‌پور

اصلاً

#۱۱٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

essentially

اصلاً، دراصل، ذاتا، به طور ضرورى

۲

nix

حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر

۳

ever

همیشه، همواره، هرگز، هیچ، اصلاً، در هر صورت

۴

none

هیچ، هیچیک، هیچکدام، به هیچ وجه، نه، ابدا، اصلاً

۵

possibly

شاید، یحتمل، هیچ، به هیچ وجه، از روى امکان، اصلاً

۶

initially

در آغاز، در ابتدا، اولاً، اصلاً

۷

mainly

نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main

۸

primarily

اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى primary

۹

fundamentally

بنیادى