فرهنگ آریانپور
ساعی
#۱۱۴٬۶۰۵
active
فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر
toilful
پرزحمت، زحمتکش، ساعى
sedulous
کوشا، ساعى
studious
زحمتکش، ساعى، کوشا، درس خوان، کتاب خوان، مشتاق، خواهان، پرزحمت، بلیغ، جاهد
diligent
سخت کوش، کوشا، کوشنده، ساعى، پشت کاردار
assiduous
داراى پشتکار، ساعى، مواظب
laborious
زحمت کش، ساعى، دشوار، پرزحمت
industrious
ماهر، زبر دست، ساعى، کوشا
painstaking
رنجبر، زحمت کش، ساعى، رنج برنده
trier
آزماینده، آزمایش کننده، کوشا
Trojan
وابسته به یا اهل شهر باستانى تروا (troy)
trying
کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش
patient
شکیبا، بردبار، صبور، از روى بردبارى، پذیرش، بیمار، مریض