فرهنگ آریان‌پور

ساطع‌ کردن

#۱۱۴٬۵۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

emit

ساتع کردن، بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، انتشار نور منتشر کردن

۲

exude

تراوش کردن، بیرون آمدن، افشاندن

۳

radiate

تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن

۴

texture

با فندگى، شالوده، بافته، پارچه منسوج، بافت، تار و پود، داراى بافت ویژه اى نمودن

۵

emblazon

با نشان هاى نجابت خانوادگى آراستن، تعریف کردن

۶

irradiate

درخشان کردن، منور کردن، نورافکندن