واژههای فارسی←سازی کردن - مجسمه -فرهنگ آریانپورسازی کردن - مجسمه -#۱۱۴٬۴۸۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱insculpقلم زدن، کندن، حکاکى کردن، گراور کردن، مجسمه سازى کردن، نشاندن، جایگیر کردنواژههای نزدیک در الفباسابقه مرض و درمانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقه نمامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقه و مجرب - با -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابیدن به طور نرممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر