فرهنگ آریان‌پور

سازواری

#۱۱۴٬۲۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

harmony

هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى

۲

agreement

سازش، موافقت، پیمان، قرار، قبول، (دستور زبان) مطابقه ى نحوى، (حقوق) معاهده و مقاطعه، توافق

۳

arrangement

ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه

۴

suitability

در خور بودن، مناسبت، شایستگى، برازندگى