فرهنگ آریان‌پور

سازوار کردن

#۱۱۴٬۲۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

agree

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۲

articulate

شمرده سخن گفتن، مفصل دار کردن، ماهر در صحبت، بندبند

۳

proportion

تناسب، نسبت، درجه، سهم، قسمت، قیاس، شباهت، مقدار، قرینه، متناسب کردن، متقارن کردن