فرهنگ آریانپور
سازوار
#۱۱۴٬۲۲۵
coherent
منسجم، چسبیده، مربوط، داراى ارتباط یا نتیجه منطقى
suitable
درخورد، مناسب، شایسته، فراخور، مقتضى
agreeable
سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل
congenial
همخو، هم مشرب، داراى تجانس روحى، هم سلیقه
compatible
سازگار، موافق، دمساز، جور، همساز
proportionate
متناسب، درخور، فراخور، متناسب کردن