فرهنگ آریانپور
سازمند کردن
#۱۱۴٬۱۷۶
equip
آراستن، سازمند کردن، مجهز کردن، مسلح کردن، (علوم نظامى) سازوبرگ دادن
arrange
آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن
tune
میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه
prepare
آماده کردن، تدارک دیدن، پستا کردن، مهیا ساختن، مجهز کردن، آماده شدن، ساختن
structure
ساخت، ساختمان، ترکیب، سبک، سازمان، بنا، تشکیلات دادن، پى ریزى کردن، ساختار