فرهنگ آریان‌پور

سازگانی

#۱۱۴٬۱۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

orderly

منظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستان

۲

systemic

همستى، بدنى، جهازى

۳

factorial

فاکتوریل، حاصلضرب اعداد صحیح مثبت، وابسته به عامل یا کارخانه، مربوط به فاکتور یا عامل مشترک ریاضى

۴

systematic

قاعده دار، با همست، همست دار، روش دار، اصولى