فرهنگ آریانپور
سازگانی
#۱۱۴٬۱۰۶
orderly
منظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستان
systemic
همستى، بدنى، جهازى
factorial
فاکتوریل، حاصلضرب اعداد صحیح مثبت، وابسته به عامل یا کارخانه، مربوط به فاکتور یا عامل مشترک ریاضى
systematic
قاعده دار، با همست، همست دار، روش دار، اصولى