سازگاری
#۱۱۴٬۰۸۵
amenity
سازگارى، مطبوعیت، نرمى، ملایمت
adaption
سازگارى، انطباق، توافق، سازش، مناسب، تطبیق، اقتباس
adaptation
سازگارى، انطباق، توافق، سازش، مناسب، تطبیق، اقتباس
adjustment
سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم
accord
جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى
rapport
نسبت، ربط، توافق، مناسبت، سازگارى
consistency
(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى
adaptability
وفق پذیرى، سازگارى، قابلیت توافق و سازش
compatibility
همسازى، سازش پذیرى، سازگارى، دمسازى، مطابقت
concord
توافق، مطابقت، یکجورى، پیمان، قرار congeniality
agreement
سازش، موافقت، پیمان، قرار، قبول، (دستور زبان) مطابقه ى نحوى، (حقوق) معاهده و مقاطعه، توافق
accordance
جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت
pliability
قابلت انعطاف، خم پذیرى
coincidence
انطباق، تصادف، توافق، اقتران، همرویداد
orientation
گرایش، جهت، جهتیابى، آشنایى، راهنمایى، جهت یابى
correspondence
(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات