اصل
#۱۱٬۴۰۷
axiom
اصل، اصل موضوعه، حقیقت آشکار، قضیه حقیقى، حقیقت متعارفه، بدیهیات، قاعده کلى، اصل عمومى، پند، اندرز
germ
میکرب، جنین، اصل، ریشه، منشاء
maxim
پند، مثل، گفته اخلاقى، قاعده کلى، اصل
motif
موتیف، موضوع، اصل، مایه اصلى، شکل عمده
mother
مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل
origin
خاستگاه، اصل بنیاد، منشا، مبدا، سرچشمه، علت، اصل
element
عنصر، جسم بسیط، جوهر فرد، اساس، اصل، محیط طبیعى، آخشیج، عامل
genuine
خالص، اصل، اصلى، واقعى، حقیقى، درست
principle
قانون یا اصلى علمى یا اخلاقى، اصل، سرچشمه، حقیقت، مبادى و اصول، (در جمع) معتقد باصول و مبادى کردن، اخلاقى کردن، قاعده کلى، مرام principle اصول
inception
آغاز، شروع، درجه گیرى، اصل، اکتساب، دریافت، بستن نطفه
authorship
تالیف و تصنیف، نویسندگى، احداث، ایجاد، ابداع، ابتکار، اصل، آغاز
fatherhood
پدرى، (مجازى) اصلیت، منشاء، اصل
tenet
انگاشته، انگاره، عقیده، اصول، مرام، متعقدات مذهبى، پایه تفکر
article
به صورت مواد در آوردن، تفریح کردن، کالا، متاع، چیز، اسباب، ماده، بند، فصل، شرط، مقاله، گفتار، حرف تعریف (مثل the) ـ article علوم