فرهنگ آریان‌پور

اصل

#۱۱٬۴۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

axiom

اصل، اصل موضوعه، حقیقت آشکار، قضیه حقیقى، حقیقت متعارفه، بدیهیات، قاعده کلى، اصل عمومى، پند، اندرز

۲

germ

میکرب، جنین، اصل، ریشه، منشاء

۳

maxim

پند، مثل، گفته اخلاقى، قاعده کلى، اصل

۴

motif

موتیف، موضوع، اصل، مایه اصلى، شکل عمده

۵

mother

مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل

۶

origin

خاستگاه، اصل بنیاد، منشا، مبدا، سرچشمه، علت، اصل

۷

element

عنصر، جسم بسیط، جوهر فرد، اساس، اصل، محیط طبیعى، آخشیج، عامل

۸

genuine

خالص، اصل، اصلى، واقعى، حقیقى، درست

۹

principle

قانون یا اصلى علمى یا اخلاقى، اصل، سرچشمه، حقیقت، مبادى و اصول، (در جمع) معتقد باصول و مبادى کردن، اخلاقى کردن، قاعده کلى، مرام principle اصول‌

۱۰

inception

آغاز، شروع، درجه گیرى، اصل، اکتساب، دریافت، بستن نطفه

۱۱

authorship

تالیف و تصنیف، نویسندگى، احداث، ایجاد، ابداع، ابتکار، اصل، آغاز

۱۲

fatherhood

پدرى، (مجازى) اصلیت، منشاء، اصل

۱۳

tenet

انگاشته، انگاره، عقیده، اصول، مرام، متعقدات مذهبى، پایه تفکر

۱۴

article

به صورت مواد در آوردن، تفریح کردن، کالا، متاع، چیز، اسباب، ماده، بند، فصل، شرط، مقاله، گفتار، حرف تعریف (مثل the) ـ article علوم‌