فرهنگ آریان‌پور

ساز و برگ

#۱۱۴٬۰۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۲

ordnance

(علوم نظامى) توپ، توپخانه، مهمات، ساز و برگ

۳

equipment

تجهیزات، ساز و برگ

۴

accouterment

وسایل، اسباب، (علوم نظامى) تجهیزات، لباس، ساز و برگ

۵

rig

بادگل و بادبان آراستن، مجهز کردن، آماده شدن، با خدعه و فریب درست کردن، گول زدن، دکل آرایى، وضع حاضر، سر و وضع، اسباب، لوازم، لباس، جامه، تجهیزات

۶

implement

آلت، افزار، ابزار، اسباب، اجرا، انجام، انجام دادن، ایفاء کردن، اجراء کردن تکمیل کردن، پیاده کردن، وسیله

۷

paraphernalia

(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه