فرهنگ آریانپور
ساز و برگ
#۱۱۴٬۰۴۷
outfit
تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن
ordnance
(علوم نظامى) توپ، توپخانه، مهمات، ساز و برگ
equipment
تجهیزات، ساز و برگ
accouterment
وسایل، اسباب، (علوم نظامى) تجهیزات، لباس، ساز و برگ
rig
بادگل و بادبان آراستن، مجهز کردن، آماده شدن، با خدعه و فریب درست کردن، گول زدن، دکل آرایى، وضع حاضر، سر و وضع، اسباب، لوازم، لباس، جامه، تجهیزات
implement
آلت، افزار، ابزار، اسباب، اجرا، انجام، انجام دادن، ایفاء کردن، اجراء کردن تکمیل کردن، پیاده کردن، وسیله
paraphernalia
(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه