فرهنگ آریان‌پور

ساده کردن

#۱۱۳٬۸۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

simplify

ساده کردن، آسان تر کردن، مختصر کردن

۲

reduce

کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن

۳

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن