ساده دل
#۱۱۳٬۸۵۳
daff
ضعیف النفس، ساده دل، ترسو، خود را به نادانى زدن
simple
ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن
sheepish
گوسفندوار، ساده دل، ترسو، کمرو
simpleminded
ساده لوح، ساده دل، کم استعداد
babe
(baby =) ـ طفل، نوزاد، کودک، شخص ساده و معصوم
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
naive
(naif =) ـ ساده و بى تکلف، بى ریا، ساده، بى تجربه، خام
artless
بى هنر، بى صنعت، ساده، بى تزویر، غیر صنعتى
gullible
(gullable =) ـ گول خور
innocent
بیگناه، بى تقصیر، مبرا، مقدس، معصوم، آدم بیگناه، آدم ساده، بى ضرر
trustful
موتمن، مطمئن، معتمد، اطمینان، اعتماد
trusting
اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به trust
confiding
سپردن، محرمانه گفتن (به)، اطمینان کردن، اعتماد داشتن به
ingenuous
صاف و ساده، بى تزویر، رک گو، (م.ل.) اصیل
unaffected
بى پیرایه، ساده، بى تکلیف، صمیمى، بیریا