فرهنگ آریانپور
ساده
#۱۱۳٬۸۳۴
incomplex
ساده
bald
طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن
dried
خشک شد، خشک کرد، ساده، خنک، بى سود، بى فایده، تشنه، خون سرد
idiot
آدم سفیه و احمق، خرف، سبک مغز، ساده
frugal
صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده
artless
بى هنر، بى صنعت، ساده، بى تزویر، غیر صنعتى
explicit
صریح، روشن، واضح، آشکار، صاف، ساده
fructose
شهد میوه، ماده قندى میوه، ماینه رو، ساده
homespun
بافت خانگى، بافت میهنى، وطنى، ساده
downright
صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده
clodhopper
روستایى، دهاتى، (مجازى) ساده، کفش هاى زمخت سنگین
inexpensive
ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده
freestanding
(بناى) ساده، بى آلایش، بى پیرایه، بى زیور
fruit sugar
(fructose =) ـ شهد میوه، ماده قندى میوه، ماینه رو، ساده
bare
به طور عریان، با اشکال
unskilled
(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت