فرهنگ آریان‌پور

ساختن‌ از راه‌ ذوب‌ کردن و در قالب ریختن

#۱۱۳٬۷۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

found

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find