فرهنگ آریان‌پور

ساختن - ناتوان -

#۱۱۳٬۷۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

disable

ناتوان ساختن، از کار انداختن، ناتوان کردن، عاجز کردن، زله کردن، (حقوق) فاقد صلاحیت قانونى کردن

۲

incapacitate

ناقابل ساختن، سلب صلاحیت کردن از، بى نیرو ساختن، از کار افتادن، ناتوان ساختن، محجور کردن