فرهنگ آریان‌پور

ساختن - متقارن -

#۱۱۳٬۶۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۲

symmetrize

با هم قرینه کردن، متقارن ساختن، هم آراسته کردن