واژههای فارسی←ساختن - بیمار -فرهنگ آریانپورساختن - بیمار -#۱۱۳٬۵۶۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱indispose(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختنواژههای نزدیک در الفباسابقه مرض و درمانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقه نمامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقه و مجرب - با -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابیدن به طور نرممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر