فرهنگ آریان‌پور

ساختن - بیمار -

#۱۱۳٬۵۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

indispose

(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن