فرهنگ آریان‌پور

ساختگی

#۱۱۳٬۴۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dummy

ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک dummy ersatz

۲

affected

ساختگى، آمیخته با ناز و تکبر، تحت تاثیر واقع شده واژه هاى شامل

۳

artificial

ساختگى، مصنوعى، بدلى

۴

fictional

(fictive =) ـ ساختگى، افسانه اى

۵

fictitious

جعلى، ساختگى، موهوم

۶

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۷

plummy

آلودار، گوجه دار، بسیار خوب، عالى اتهام‌ و بهانه‌ trumpedup

۸

chichi

باارزش، ظریف، با هنرمندى

۹

fabled

افسانه، داستان، دروغ، حکایت اخلاقى، حکایت گفتن

۱۰

feigned

وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن انگلیس‌ صدا یا آواز

۱۱

coloring

رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن color

۱۲

contrived

تعبیه کردن، طرح ریزى کردن، تدبیر کردن