فرهنگ آریان‌پور

ابگونه

#۱٬۱۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۲

liquid

مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده

۳

fluid

سیال، روان، نرم و آبکى، مایع، متحرک

۴

rinse

با آب شستن، با آب پاک کردن، شستشو