فرهنگ آریان‌پور

ساحلی

#۱۱۳٬۳۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

coastal

ساحلى، کنارى

۲

seasider

ساحلى، ساکن دریاکنار

۳

littoral

کرانه اى، ساحل، کرانه، ناحیه ساحلى، دریا کنارى

۴

maritime

بحرى، دریایى، وابسته به بازرگانى دریایى، وابسته به دریانوردى، استان بحرى یا ساحلى

۵

seaboard

کرانه دریا

۶

waterside

کنار دریا، متعلق به کنار دریا، ساحل

۷

territorial

زمینى، ارضى، داخلى، محلى، منطقه اى