فرهنگ آریان‌پور

ساچمه

#۱۱۳٬۳۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pellet

حب، گلوله، قرص، ساچمه یا خرج تفنگ، به شکل گلوله درآوردن، به شکل سرگنجشکى درآوردن گلوله (یا شبیه آن) به کسى پرت کردن، حب ساختن

۲

shot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۳

ball

گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک

۴

slug

گلوله بى شکل، چارپاره، جانور کندرو، جانور تنبل، گردونه کندرو، اسب کندرو، (آمریکایى) یک جرعه مشروب، تکه فلز خام، مثل حلزون حرکت کردن، یواش یواش و کرم وار بیهوده وقت گذراندن، لول زدن، ضربت مشت، ضربت سنگین زدن به