واژههای فارسی←ژیگفرهنگ آریانپورژیگ#۱۱۳٬۲۴۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dropافت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراودهواژههای نزدیک در الفباژیانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیژیانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیژیروسکپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیژیروسکوپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیژیروسکوپ تعادلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیژیژمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر