فرهنگ آریانپور
اصرار کردن
#۱۱٬۳۲۳
urge
اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن، انگیزش
stick out
اصرار کردن، پیش آمدگى داشتن، جلو آمدن، متحمل شدن
haggle
چانه، چانه زدن، اصرار کردن، بریدن
threap
سرزنش کردن، زدن، اصرار کردن
persist
سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى
importune
مصرانه خواستن، اصرار کردن به، عاجز کردن، سماجت کردن، ابرام کردن، مصرانه
press
فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ
insist
اصرار ورزیدن، پاپى شدن، (معنى مجازى) سماجت، تکیه کردن بر، پافشارى کردن
protest
اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن