فرهنگ آریان‌پور

اصرار کردن

#۱۱٬۳۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

urge

اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن، انگیزش

۲

stick out

اصرار کردن، پیش آمدگى داشتن، جلو آمدن، متحمل شدن

۳

haggle

چانه، چانه زدن، اصرار کردن، بریدن

۴

threap

سرزنش کردن، زدن، اصرار کردن

۵

persist

سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى

۶

importune

مصرانه خواستن، اصرار کردن به، عاجز کردن، سماجت کردن، ابرام کردن، مصرانه

۷

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۸

insist

اصرار ورزیدن، پاپى شدن، (معنى مجازى) سماجت، تکیه کردن بر، پافشارى کردن

۹

protest

اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن