فرهنگ آریان‌پور

ژنده

#۱۱۳٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

raggedy

ژنده

۲

rag

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن

۳

ragged

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag

۴

shabby

پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده

۵

tatters

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس امریکا خودمانی‌

۶

tag

برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن

۷

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۸

ratty

موشى، موش وار، موش مانند

۹

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن patch rags

۱۰

rusty

زنگ زده، فرسوده، عبوس، ترشرو

۱۱

monster

عفریت، هیولا، اعجوبه، عظیم الجثه

۱۲

scruffy

ژولیده، ناهنجار، ناسترده