فرهنگ آریان‌پور

ژله شدن

#۱۱۳٬۱۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gel

ژال، ماده ژلاتینى چسبناکى که در نتیجه بسته شدن مواد چسبنده به وجود مى آید، ژلاتین، دلمه شدن

۲

jell

لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن، سفت کردن، بستن، ماسیدن

۳

jelly

دلمه، لرزانک، ماده لزج، جسم ژلاتینى