فرهنگ آریان‌پور

ژکوری‌ کردن

#۱۱۳٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین