فرهنگ آریان‌پور

ژست

#۱۱۳٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pose

(baffle، puzzle، question =) ـ مطرح کردن، گذاردن، قرار دادن، اقامه کردن، ژست گرفتن، وانمود شدن، قیافه گرفتن، وضع، حالت، ژست، قیافه گیرى براى عکسبردارى، سوال پیچ کردن با سئوال گیر انداختن

۲

gesture

اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا

۳

beau geste

حرکات لطیف و زیبا در هنگام سخن گفتن، ژست

۴

act

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن

۵

panache

پر کلاه، پرخود، تل، خودفروشى، خودنمایى، جلوه

۶

posture

وضع، حالت، پز، چگونگى، طرز ایستادن یا قرار گرفتن، قرار دادن

۷

gesticulation

اشاره با سر و دست