فرهنگ آریان‌پور

ژتون

#۱۱۳٬۰۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده chip بازی‌

۲

token

نشانه، نشان، علامت، نشانى، یادگارى، رمز، معجزه، علامت رمزى، کلمه رمزى، علامت مشخصه، یادگار، یادبود، اجازه ورود، بلیط ورود

۳

counter

پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه