فرهنگ آریان‌پور

زینه بندی‌ کردن

#۱۱۲٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scale

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن

۲

calibrate

قطر داخلى چیزى را اندازه گرفتن، تحت قاعده و اصول معینى درآوردن، واسنجیدن، مدرج کردن