فرهنگ آریان‌پور

زینت دادن

#۱۱۲٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۲

adorn

زیبا کردن، قشنگ کردن، آرایش دادن، زینت دادن، با زر و زیور آراستن

۳

bedeck

(adorn =) ـ آرایش کردن، آراستن، زینت دادن

۴

overset

واژگون ساختن، بر هم زدن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، واژگونى

۵

embellish

آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن

۶

array

آراستن، در صف آوردن، منظم کردن، صف، نظم، آرایش، رژه، آرایه