واژههای فارسی←زینفرهنگ آریانپورزین#۱۱۲٬۹۰۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱saddleزین، پالان زدن، سوارى کردن، تحمیل کردن، زین کردنواژههای نزدیک در الفبازیبنده بودن برمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبنده نبودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر