فرهنگ آریان‌پور

زیستن در

#۱۱۲٬۸۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر

۲

inhabit

ساکن شدن (در)، مسکن گزیدن، سکنى گرفتن در، بودباش گزیدن در، آباد کردن