فرهنگ آریان‌پور

زیست

#۱۱۲٬۷۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن

۲

existence

هستى، وجود، زیست، موجودیت، زندگى، بایش

۳

subsistence

اعاشه، زیست، گذران، معاش، خرجى، وسیله معیشت، امرار معاش، دوام، نگاهدارى

۴

zoo

(-Zoo) ـ پیشوندى است به معنى " حیوان " و " جانور " و " متحرک " باغ وحش

۵

living

زندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانى