فرهنگ آریانپور
زیست
#۱۱۲٬۷۸۶
work
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن
existence
هستى، وجود، زیست، موجودیت، زندگى، بایش
subsistence
اعاشه، زیست، گذران، معاش، خرجى، وسیله معیشت، امرار معاش، دوام، نگاهدارى
zoo
(-Zoo) ـ پیشوندى است به معنى " حیوان " و " جانور " و " متحرک " باغ وحش
living
زندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانى