فرهنگ آریان‌پور

زیرین

#۱۱۲٬۷۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

under

زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین

۲

beneath

زیر، پایین، در زیر، از زیر، پایین تر از، روى خاک، کوچکتر، پست تر، زیرین، پائینى، پایین تر، تحتانى، تحت نفوذ، تحت فشار

۳

downward

(downwords =) ـ پایین، زیرین، روبه پایین، متمایل به پایین، رو به پایین

۴

underside

طرف یا سوى زیرین، سطح پائینى، زیرین، دورنى

۵

underneath

در زیر، از زیر، زیرین، پائینى، پایین

۶

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۷

hypo

هیپوسولفیت سدیم، (پزشکى) تزریق زیر جلدى، سوزن تزریق زیر جلدى، عامل محرک، تحریک کردن

۸

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۹

bottom

ته، پایین، تحتانى، زیر، کشتى، کف

۱۰

inferior

پست، نا مرغوب، پایین رتبه، فرعى، درجه دوم

۱۱

following

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow

۱۲

underlying

در زیر قرار گرفته، اصولى یا اساسى، متضمن