فرهنگ آریانپور
زیرکی - به -
#۱۱۲٬۷۲۱
acutely
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
knowingly
کاردان، فهمیده، با هوش، زیرکانه knowing
#۱۱۲٬۷۲۱
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
کاردان، فهمیده، با هوش، زیرکانه knowing