فرهنگ آریانپور
زیرکی
#۱۱۲٬۷۱۸
astuteness
زیرکى، هوشیارى، موشکافى
agility
چالاکى، چابکى، تردستى، زیرکى
cogency
ضرورت، اجبار، زیرکى، قدرت عقیده
cunning
زیرک، مکار، حیله باز، ماهر، زیرکى، حیله گرى
sagacity
هوشمندى، فراست، هوش، دانایى، عقل، زیرکى، ذکاوت
artiness
هنرمندى، زیرکى، مکارى
acuteness
تیزى، زیرکى، ذکاوت، (پزشکى) حدت یا شدت (مرض)
brilliance
تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد
penetration
نفوذ کاوش، نفوذ، حلول، کاوش، زیرکى، کیاست، فراست
wit
هوش، قوه تعقل، لطافت طبع، مزاح، بذله گویى، دانستن، آموختن
savvy
(savvey =) ـ ادراک، فهم، فهمیدن، درک کردن، زرنگ و دانا
smart
زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن
acumen
تیز هوشى، تیز فهمى، فراست
policy
سیاست، خط مشى، سیاستمدارى، مصلحت اندیشى، کاردانى، بیمه نامه، ورقه بیمه، سند معلق به انجام شرطى، اداره یا حکومت کردن
gumption
ابتکار، عقل سلیم
canniness
ملاحظه کارى، احتیاط