فرهنگ آریان‌پور

زیرکی

#۱۱۲٬۷۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

astuteness

زیرکى، هوشیارى، موشکافى

۲

agility

چالاکى، چابکى، تردستى، زیرکى

۳

cogency

ضرورت، اجبار، زیرکى، قدرت عقیده

۴

cunning

زیرک، مکار، حیله باز، ماهر، زیرکى، حیله گرى

۵

sagacity

هوشمندى، فراست، هوش، دانایى، عقل، زیرکى، ذکاوت

۶

artiness

هنرمندى، زیرکى، مکارى

۷

acuteness

تیزى، زیرکى، ذکاوت، (پزشکى) حدت یا شدت (مرض)

۸

brilliance

تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد

۹

penetration

نفوذ کاوش، نفوذ، حلول، کاوش، زیرکى، کیاست، فراست

۱۰

wit

هوش، قوه تعقل، لطافت طبع، مزاح، بذله گویى، دانستن، آموختن

۱۱

savvy

(savvey =) ـ ادراک، فهم، فهمیدن، درک کردن، زرنگ و دانا

۱۲

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۱۳

acumen

تیز هوشى، تیز فهمى، فراست

۱۴

policy

سیاست، خط مشى، سیاستمدارى، مصلحت اندیشى، کاردانى، بیمه نامه، ورقه بیمه، سند معلق به انجام شرطى، اداره یا حکومت کردن

۱۵

gumption

ابتکار، عقل سلیم

۱۶

canniness

ملاحظه کارى، احتیاط