فرهنگ آریان‌پور

زیرکانه

#۱۱۲٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

knowingly

کاردان، فهمیده، با هوش، زیرکانه knowing nimbly

۲

sage

عاقل، دانا، بصیر، با فراست، حکیم sage shrewdly

۳

knowing

(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know brilliantly

۴

cannily

از روى احتیاط، به طور عاقلانه

۵

intelligent

باهوش، هوشمند

۶

penetrating

نافذ، رسوخ کننده

۷

perspicaciously

زیرک، بینا، تیزهوش