فرهنگ آریان‌پور

زیرکار

#۱۱۲٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

underlay

(past: underlay ; past participle: underlain) ـ در زیر چیزى لایه قرار دادن، زمینه چیزى بودن

۲

foundation

شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه