فرهنگ آریان‌پور

زیرساخت

#۱۱۲٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

substruction

(substructure =) ـ زیرساخت، زیر سازى، زیر ساختمان، زیر بنا

۲

substructure

(substruction =) ـ زیرساخت، زیر سازى، زیر ساختمان، زیر بنا

۳

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده base nittygritty

۴

framework

چوب بست، چهارچوبه، کالبد، استخوان بندى، بدنه، چارچوب