واژههای فارسی←زیردست یا مطیع کردنفرهنگ آریانپورزیردست یا مطیع کردن#۱۱۲٬۶۶۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱subordinateتابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردارواژههای نزدیک در الفبازیبنده بودن برمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبنده نبودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزیبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر