فرهنگ آریان‌پور

زیربنا

#۱۱۲٬۶۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

infrastructure

پیدایش، شالوده، سازمان، زیر سازى، زیربنا

۲

carcass

جسد، استخوان بندى، لاشه، بدن nittygritty

۳

substratum

زیر لایه، طبقه زیر، بنیاد، پى

۴

substructure

(substruction =) ـ زیرساخت، زیر سازى، زیر ساختمان، زیر بنا