فرهنگ آریان‌پور

زیر فشار گذاشتن

#۱۱۲٬۴۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

try

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش