فرهنگ آریان‌پور

زیر جلی

#۱۱۲٬۳۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

furtive

دزدکى، زیر جلى، پنهان، نهانى، مخفى، رمزى

۲

underhand

نهانى، زیر جلى، حقه بازى، تقلب و تزویر

۳

undercover

مخفى، سرى، رمزى، جاسوس، نهانى، زیر جلى underhanded

۴

hugger mugger

پنهانى، خفا، خلوت، تنهایى، مطلب محرمانه، درهم و برهمى، پنهان، زیر جلى، نهان کردن، مخفى کردن

۵

secret

نهان، نهانى، راز، سر، مجهول، رمز، مخفى، دستگاه سرى، محرمانه، اسرار آمیز، پوشیده

۶

sneaking

دزدکى حرکت کردن، خود را پنهان ساختن، حرکت پنهانى sneak

۷

clandestine

مخفى، غیر مشروع، زیرجلى

۸

surreptitious

نهانى، زیرجلى، پنهان، محرمانه