فرهنگ آریان‌پور

زیر اب‌ کردن

#۱۱۲٬۲۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

immerse

فرو بردن، زیر آب کردن، پوشاندن، غوطه دادن، غسل ارتماسى دادن (براى تعمید)

۲

submerge

(submers =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن