فرهنگ آریان‌پور

اشوب ناگهانی

#۱۱٬۲۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flaw

درز، رخنه، عیب، خدشه، عیب دار کردن، ترک برداشتن، تند باد، آشوب ناگهانى، کاستى