فرهنگ آریان‌پور

زیپ

#۱۱۲٬۲۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

zip

فشار، انرژى، زیپ، زیپ لباس را کشیدن، زیپ دار کردن، با سرعت و انرژى حرکت کردن، زور، نیرو

۲

fly

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly slide fastener

۳

zipper

زیب لباس (که به جاى دکمه به کار مى رود)، زیب دار