فرهنگ آریان‌پور

زیبایی

#۱۱۲٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

beauty

زیبایى، خوشگلى، حسن، جمال، زنان زیبا

۲

concinnity

زیبایى، ظرافت، تناسب

۳

pulchritude

زیبایى، خوش اندامى، قشنگى

۴

good looks

زیبایى، قشنگى

۵

glee

شادى، خوشحالى، سرور و نشاط، خوشى، ساز و نواز، اسباب موسیقى، زیبایى، کامیابى

۶

grace

توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن

۷

sheen

درخشندگى، زیبایى، تابش، برق، درخشیدن

۸

elegance

براز، ظرافت، لطافت، زیبایى، وقار، ریزه کارى، سلیقه

۹

fairness

خوبى، زیبایى، روشنى، صافى، انصاف

۱۰

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۱۱

seeming

به نظر آمدن، نمودن، مناسب بودن، وانمود شدن، وانمود کردن، ظاهر شدن